ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1063
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و در صفحات پيش بدان اشاره كرديم . و ما روايتى در دست نداريم كه در صحت اين قصيده بدان متكى شويم . منتها سعى كرديم صحيحترين نسخه را به ظاهر امر بدست آوريم [ 1 ] و قصيده اين است : توضيح مترجم بقيهء اين فصل از اين رو كه مؤلف از صفحهء 219 تا صفحهء 230 همين ترجمه دربارهء اين زايچه و طرز به كار بردن آن بتفصيل گفتگو كرده و بدلايلى كه ياد خواهد گرديد ترجمه نشد و براى توضيح متذكر ميگردد كه مؤلف در اين فصل عين قصيدهء سبتى [ 1 ] را كه بر حسب چاپ پاريس 108 و بر طبق نسخهء خطى « ينى جامع » 115 و بنابر چاپ دار الكتاب اللبنانى 116 بيت است نقل كرده و در اواسط ابيات عبارات منثورى از قبيل « سخن دربارهء استخراج نسبت و كيفيت اوزان و مقادير مقابل آنها . و قوهء درجهء مميّزه [ 2 ] نسبت به موضع معلق امتزاج طبايع ، و علم طب يا صناعت « كيميا » . و « طب روحانى » . « و مطالع [ 3 ] شعاعات در مواليد پادشاهان و شاهزادگان » . و « انفعال روحانى و انقياد ربانى » . و « مقام محبت و ميل نفوس . و مجاهدت و طاعت و عبادت و حب و تعشق و فنا و توجه و مراقبت و حلة [ 4 ] « دائمة - الفعال طبيعى » . و وصيت و تنجيم . [ 5 ] و ايمان و اسلام و تحريم و اهليت [ 6 ] » و جز اينها بعنوان سر فصلهائى بالاى ابياتى معين ديده مىشود و گذشته از اين در ذيل يا بالاى ابيات خاصى از قصيدهء مزبور فرمولهاى رمزى و معماها و حروف مقطع و ارقام گوناگونى آمده است و پس از پايان ابيات و رموز مزبور شرحى ذيل عنوان : « طرز -
--> [ 1 - ) ] در صفحهء 225 مؤلف يكى از اشعار اين قصيده را نقل كرده و آن را به مالك بن وهيب نسبت داده است و حاجى خليفه هم در كشف الظنون شعر را به مالك بن وهب منتسب كرده ، ولى در اين فصل قصيده را به سبتى نسبت ميدهد و مطلع قصيده هم حاكى است كه گويندهء آن سبتى مىباشد چه قصيده بدينسان آغاز مىشود : يقول سبتى و يحمد ربه * مصل على هاد الى الناس ارسلا [ 2 - ) ] متميزه . ( ن . ل ) . [ 3 - ) ] مطاريح ( ن . ل ) . [ 4 - ) ] خلة ( ن . ل ) . [ 5 - ) ] تختم . ختم - حم - ( ن . ل ) . [ 6 - ) ] و ابهليت ( ن . ل ) .